هفت ماهگی جوجوی مامی وبابا
سلام عزیزترینم داشتم اولین عکسات رو نگاه می کردم...باورم نمی شه اینهمه وقت گذشته وتو اینهمه بزرگ شدی و داری تند تند رشد می کنی ،احساس خیلی عجیبی بهم دست داد...نمی تونم به خاطر بیارم که تو یه ذره هم منو اذیت کرده باشی،همش عشق ودوست داشتنه که تو ذهنمه....البته من هم حسابی باهات راه میام. اینقدر با عشق به من نگاه میکنی که دلم می لرزه.باور کن تا به حال هیچکس این همه عمیق تو چشمام نگاه نکرده ،همش نگاهت به منه که ازت دور نشم وبه هر طرفی می رم شروع می کنی دنبالم بیای همش با نگاهت داری منو تعقیب می کنی وتو هر کلامت داری منو صدا می کنی ومن منتظرم تا بیدار بشی...مقتی بیداری همش بوت می کنم ووقتی تو آغوشمی می فشارمت....خی...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
12:38












